فراموش کردم
رتبه ویژه: 18
رتبه کلی: 13


درباره من
جمال نقش (naghsh )    

جوانه

منبع : ایرج جنتی عطائی
درج شده در تاریخ ۹۰/۰۸/۱۱ ساعت 06:58 بازدید کل: 2043 بازدید امروز: 1
 

شعر من از عذاب تو، گزند تازیانه شد

ضجۀ مغرور تنم، ترنم ترانه شد


حماسۀ زوال من، در شب تلخ گم شدن

ضیافت خواب تو را ، قصۀ عاشقانه شد


برای رند ِ در به در، این من عاشق سفر

وای که بی کرانی حصار تو کرانه شد


وای که در عزای عشق ، کشته شد آشنای عشق

وای که نعره های عشق ، زمزمۀ شبانه شد


ای تکیه گاه تو تنم، سنگر قلب تو منم

وای که نیزۀ تو را ، سینۀ من نشانه شد


درخت پیر تن من ، دوباره سبز می شود

که زخم هر شکست من ، حضور یک جوانه شد


وای که در حضور شب، به بزم سوت و کور شب

شب کور وحشت تو را ، قلب من آشیانه شد


وای که آبروی تو، مرد انالحق گوی تو

بر آستان کوی تو، جان داد و جاودانه شد


من همه زاری منم ، زخمی زخمۀ تنم

برای های های من ، زخمۀ تو بهانه شد


درخت پیر تن من ، دوباره سبز می شود

هر چه تبر زدی مرا ، زخم نشد ، جوانه شد


ایرج جنتی عطائی

                

                      

تاریخ آخرین ویرایش مطلب: تاریخ آخرین ویرایش: ۹۴/۰۹/۱۹ - ۱۰:۵۶
پسندیدن 1 اشتراک گذاری 0 دنبال کردن 0

1
1


لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
فراموش کردم